X
تبلیغات
رایتل
کنکاش  چاپ
تاریخ : جمعه 21 فروردین‌ماه سال 1388

همه طبقات آسمانها را عروج کردم و هیچ نیافتم

بر همه دریاهای غیب گذشتم

و از هر کدام مشتی برگرفتم،

همه ی چشمه سارهای بهشت عدن را سرکشیدم

از همه جرعه ها نوشیدم

چهره ام را در زیر همه ی باران های بهارین ملکوت گرفتم

و قطره هایی را مزه کردم

از آب غدیرهای بلورینی که در دل کوه ها و سینه ی دشت های بی کرانه ی ماوراء پراکنده بود چشیدم اما،

خوش گواری هرکدام را که می چشیدم

به امید زلال تر و به هوای خوش گوارتر

به سوی دیگری می تاختم

در نفس روح بخش صبحگاهان پرشکوه ملکوت،

قطره های درشت و شاداب شبنم ها را

که بر نیلوفرهای بهشت از شادی و سرشاری می لرزیدند

با لب های کنجکاو آزمایشگرم، می ربودم

و جگرم سیراب می شد

و درونم نوازش می یافت

اما دلم بهانه می گرفت، راضی نمی شد،

و جامم همچنان خالی می ماند